خرید بک لینک
به نام خدا شعر شماره 224 : سند 2030 خرداد 1396 *****یک نفر با من بگوید چیست! آخر بیست سی در کجا هست و کجاها نیست آخر بیست سی هیچکس گردن نمی گیرد وجودش را، بگو ... حکم تاییدش به مُهر کیست! آخر بیست سی من شنیدم که ز دست بانیان خود گرفت مخفیانه نمره های بیست! آخر بیست سی یک نفر می گفت روزی ای رفیقان

برچسب: نویسنده: یاسین رضوانی تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 4:03

به نام خدا شعر 214 : بیزاری **** از این همه حزب و انجمن بیزارم از شعر پر از تن و بدن بیزارمگیسو و لب و شلوغی هر مصرعبا بوسه و انحنای تن بیزارماز پرسه زدن به خاطر چشمانیدر قوم ختا وَ یا ختن بیزارماز جا زدن و اسارت و توجیهشبا این همه ادعا و من بیزارماز حلقۀ گوشِ هر سیه گردانیتا جایزه های شهر کن بیزارم

برچسب: نویسنده: یاسین رضوانی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 19:50

به نام خدا شعر شماره 215 : کم می آورد ******** زمان سیل و گردباد، ریشه کم می آورد کنار آینه وجودِ شیشه کم می آورد تو نسخه اصیلی از نمادهای خلقتی مقابلت هرآینه، کلیشه کم می آورد خزیده ای میان رگ به رگ حواس شاخه ها به گونه ای که تاروپود بیشه کم می آورد خیال بیستون شده پر از هوای خواهشت به نام تو ت

برچسب: نویسنده: یاسین رضوانی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 19:50

به نام خدا شعر شماره 216 : ضربان ( یک شعر قدیمی) *****من بودم و یک سینه داغ و ضربانش یک ظهر قرار و لحظاتِ فورانش انگار که پر نورترین روز جهان بود خورشید فرود آمده بهرِ دَوَرانش انگار که آن پهنۀ آبی تر از آبی الهام نموده به من از روح و روانش آرامش پنهان و تب و تاب عجیبی لبریز وجودم شده بود از هیجانش

برچسب: نویسنده: یاسین رضوانی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 19:50

چقدر شب، چقدر تب، بدون هم بکشیم بیا که پا به پای هم به صبحدم بزنیم دوباره تو همان عزیزِ نازنین بشوی و از فدا شدن به هم دوباره دم بزنیم از آسمانِ آبی و همیشه روشن مان به یک اشاره بیصدا به قلب غم بزنیم دوباره از نگاه های کوچه گم بشویم به سوی راههای گرم و پیچ و خم بزنیم مسیرِ رودِ شعر را به پای

برچسب: نویسنده: یاسین رضوانی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 19:50

به نام خدا شعر شماره 218: خیره به خیره بداهه ***** چشم من و تو که به هم خیره به خیره می شود خواهش هر یکی به هم چیره به چیره می شود ثانیه ها به روی ما دوباره تیغ می کشند حال و هوای قلبمان تیره به تیره می شود همیشه یک قدم به هم مانده غروب می رسد هزار حرفِ مانده در سینه ذخیره می شود سهمیه های عشق را بگ

برچسب: نویسنده: یاسین رضوانی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 19:50

به نام خدا شعر شماره 219: استخوان درگلو بداهه : فروردین 1396 *************** با چه چیزی چوب لای چرخ را بیرون کنم سرعت پاهای در گل مانده را افزون کنم بغض سنگینی گلوگاه نفس را بسته است چاره کن تا استخوان را از گلو بیرون کنم مرزها از هم فرو می پاشد امشب نازنین تا کجا این درد را در سینه ام مدفون کن

برچسب: نویسنده: یاسین رضوانی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 19:50

بنام خدا شعر شماره 220 : بی نفَسی اردیبهشت 1396 . بداهه **** جائی که در آن آینه ها صاف نباشد یک نقطۀ امّید در اطراف نباشد در بی نفَسی فلسفۀ منظره ها چیست وقتی که دل پنجره شفاف نباشد سیمرغ! نرو در پیِ هر تپۀ پستی هر سایه و سنگ و کُتلی قاف نباشد ما زخمی و رسوا شدۀ مکتب عشقیم با ما تشَر و سرزنش انصاف ن

برچسب: نویسنده: یاسین رضوانی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 19:50

به نام خدا شعر شماره 221 : سوگند اردیبهشت 1396 *************** نام تو را واژۀ سوگند نکردم مگر ؟ عشق تو را کوه دماوند نکردم مگر گمشده بودی وسط دوزخ دشتِ کویر سد شدم و پشت دلم بند نکردم مگر بر سر یک لحظه تو را داشتنی بیشتر بخشش خوارزم و سمرقند نکردم مگر ناز تو را بس که کشیدم سحر و شام، با برکۀ آ

برچسب: نویسنده: یاسین رضوانی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 19:50

به نام خدا شعر شماره 222: شوکران اردیبهشت 1396 ************** بریز از شوکران این دفعه جایِ آب، لیوان را که امشب نوشِ خود سازد گلوی بی غریو آن را درون هفت خوان هایی که ما را در خودش بلعید نشد بیرون کنم از سرنوشت نحس دیوان را اگرچه می روم اما تو را در سینه ام دارم کجا دیدی سنندج ول کند دستِ مریوان

برچسب: نویسنده: یاسین رضوانی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 19:50

به نام خدا شعر شماره 223: غم کوچ اردیبهشت 1396 *************** هیچ کس از غم تعطیل خبردار نشد از غم و حسرت قابیل خبردار نشد گرچه فرعون در آن حادثه ایمان آورد ولی از توبۀ او نیل خبردار نشد پاشنه نقطۀ ضعف بدنش بود، چه سود از وجودش خودِ آشیل خبردار نشد سرِ پاییز همه کوچ نمودند ولی مردی افتاد زم

برچسب: نویسنده: یاسین رضوانی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 19:50

صفحه بندی